سفارش تبلیغ
صبا ویژن
تاریخ : جمعه 91/12/18 | 1:50 صبح | نویسنده : علی اصغربامری

به نام خدا

علامت هاى غیر حتمى
و اما علامات غیر حتمیه : پس آنها بسیار است بعضى ظاهر شده و بعضى هنوز واقع نشده و ما در اینجا به بعضى از آنها به نحو اجمال اشاره مى کنیم :
اول ـ خراب شدن دیوار مسجد کوفه است .
(198)
دوم ـ جارى شدن نهرى است از شط فرات در کوچه هاى کوفه .(199)
سوم ـ آباد شدن شهر کوفه است بعد از خراب شدن آن .(200)
چهارم ـ آب درآوردن دریاى نجف است .(201)
پنجم ـ جارى شدن نهرى است از فرات به غرى که نجف اشرف باشد.(202)
ششم ـ ظاهر شدن ستاره دنباله دار است در نزدیک ستاره جدى .(203)
هفتم ـ ظاهر شدن قحطى شدید است قبل از ظهور آن حضرت .(204)
هشتم ـ وقوع زلزله و طاعون شدید است در کثیرى از بلاد.(205)
نهم ـ قتل بیوح است یعنى قتل بسیار که آرام نمى گیرد.(206)
دهم ـ تحلیه مصاحف و زخرفه مساجد و تطویل منارات است .(207)
یازدهم ـ خراب شدن مسجد براثا است .(208)
دوازدهم ـ ظاهر شدن آتشى است در سمت مشرق زمین که تا سه روز یا هفت روز در میان زمین و آسمان افروخته مى شود که محل تعجب و خوف باشد.(209)
سیزدهم ـ ظاهر شدن سرخى شدید است که در اطراف آسمان پهن مى شود که همه آسمان را مى گیرد.(210)
چهاردهم ـ کثرت قتل و خونریزى است در کوفه از جهت رایات مختلفه .(211)
پانزدهم ـ مسخ شدن طایفه اى است به صورت قرده و خنازیر.(212)
شانزدهم ـ حرک کردن بیرقهاى سیاه است از خراسان .(213)
هـفـدهـم ـ آمـدن بـاران شـدیـدى اسـت در مـاه جـمـادى الثـانـیـه و مـاه رجـب کـه مثل آن هرگز دیده نشده .(214)
هـیـجـدهـم ـ مـطـلق العـنـان شـدن عـرب اسـت کـه به هر جا که خواهند بروند و هرچه خواهند بکنند.(215)
نوزدهم ـ خروج سلاطین عجم است از شاءن و وقار.(216)
بـیـسـتم ـ طلوع نمودن ستاره اى است از مشرق که مانند ماه درخشنده و روشنى دهنده باشد و بـه شـکل غره ماه باشد و دو طرف آن کج باشد به نحوى که نزدیک است از کجى به هم وصل شود و چنان درخشندگى داشته باشد که چشمها را خیره نماید.(217)
بـیـست و یکم ـ فرو گرفتن ظلمت کفر و فسوق و معاصى است تمام عالم را و شاید مقصود از ایـن عـلامـت غـلبـه کفر و فسق و فجور و ظلم است در عالم و انتشار این امور است در تمام بـلاد و کـثـرت مـیـل خلق است به اطوار و حالات کفار و مشرکین از گفتار و کردار و تعیش و اوضـاع دنـیـویـه و تـشـبـه بـه ایـشـان در حرکات و سکنات و مساکین والبسه ؛ و ضعف و سـسـتـى حـال ایـشـان اسـت در امـر دیـن و آثـار شـریـعت و عدم تقید ایشان به آداب شرعیه خصوصا در جزء این زمان که یوما فیوما حالات مردم در تزاید و اشتداد است در تشبه به اهـل کـفـر از جـمـیـع جـهـات دنـیـویـه بـلکـه در اخـذ قـواعـد کـفـر و عـمـل نـمـودن بـه آن در امـور ظـاهـریـه و بـسـیـار اسـت کـه اعـتـقـاد و اعـتـمـاد کـامل به اقوال و اعمال ایشان مى نمایند و وثوق تمام در کلیه امور به آنها دارند و بسا بـاشـد کـه سـرایـت بـه سـوى عـقـایـد کـثـیـرى خـواهـد نـمـود کـه بـالمـره اصـل عـقـایـد دیـنـیـه اسـلام را از دسـت مـى دهـنـد بـلکـه اطفال خردسال را به آداب و قواعد ایشان تعلیم مى نمایند؛ چنانچه فعلا مرسوم است که در بـدایـت امـر نـمـى گـذارنـد کـه آداب و قـواعد دین اسلام در اذهان ایشان رسوخ نماید و حـال کـثـیـرى از ایـشان بعد از بلوغ منجر به فساد عقیده و عدم تدین به دین اسلام خواهد شـد و بـر ایـن مـنوال تعیش خواهند نمود و هکذا حال کسانى که معاشرت با چنین اشخاصى دارنـد و اهـل و عـیـال ایـشـان کـه تـبـعـه ایـشـان انـد؛ بـلکـه اگـر نـیـکـو تـاءمـل نـمـایـى مـى بـیـنـى کـه کـفـر بـر عـالم مـحـیـط شـده اسـت الا اقـل قـلیل و مقدار یسیر از عباداللّه که آن هم غایب ایشان از ضعفاءالایمان و نواقص ‍ اسلام انـد؛ چـه آنکه اکثر بلاد معموره در تصرف کفار و مشرکین و منافقین است و اکثر از اهالى و از اهـل کـفـر و شـرک نـفـاق انـد مـگـر بـر سـبـیـل نـدرت و اهـل ایـمـان کـه اثـنـى عشریه باشند هم به جهت اختلاف در عقاید اصولیه دینیه و مذهبیه چـنـانـچـه مـتـفـرق و مـشـتـت انـد کـه اهـل حـق در مـیـان ایـشـان نـادر و قـلیـل از اهـل ایـمـان هـم از عـوام و خـواص بـسـیـارى از ایـشـان بـه جـهـت ارتـکـاب بـه اعـمـال قـبـیـحـه و افـعـال شـنـیـعـه و مـحـرمـه از اقـسـام مـعـاصـى و مـحـرمـات و کل حرام و ظلم و تعدى هریک بر دیگرى در امور دینیه و دنیویه چنان ظلم بر انفس خود مى نمایند که از اسلام و ایمان چیزى در نزد ایشان باقى نمانده مگر اسمى که غیر مطابق با مـسمى است و رسمى که مخالف با آثار شریعت است . پس در روى زمین باقى نخواهد ماند فـعـلا از اسـم اثـرى مگر بسیار قلیل که آن هم مغلوب و منکوب و از وجود ایشان به ظاهر شـرع در تـرویـج دیـن اثـرى مـترتب نخواهند شد و ( معروف ) در نزد مردم بالمره ( منکر ) و ( منکر ) ، ( معروف ) شده است و از اسلام باقى نمانده مگر مـجـرد اسـم و رسـم ظـاهـرى و گـویـا بـالمـره طـریقه امیرالمؤ منین علیه السلام و سجیه مرضیه ائمه طاهرین علیهم السلام از دست رفته است و نزدیک است ـ العیاذ باللّه ـ طومار شـریـعـت بـالمـره پـیـچـیده شود و به مراءى و مسمع همه خلق است که آنچه ذکر شد یوما فیوما در تضاعف و اشتداد است و آنچه رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم به آن خبر داد کـه اسـلام در اول ظهورش غریب بود و بعد از این هم بر مى گردد و غریب مى شود در جـزء ایـن زمـان ظـاهر و هویدا شد و قریب به آن است که تمام عالم پر شود از ظلم و جور بـلکـه فـى الحـقـیـقـة عـیـن ظـلم و جـور اسـت . پـس بـایـد ایـن قـلیـل از عـِبـادُاللّه الْمـُؤْمـِنـیـن عـَلَى الدَّوام لَیـْلا وَ نـَهـارا مسئلت نمایند از روى تضرع و ابتهال که حق تعالى تعجیل فرماید فرج آل محمّد علیهم السلام را.