سفارش تبلیغ
صبا ویژن
تاریخ : دوشنبه 91/11/30 | 10:12 صبح | نویسنده : علی اصغربامری

به نام خدا

شرایط ذکر
براى بهره مندى از حقیقت ذکر و درک محضر الهى شرایط متعددى مى توان بر شمرد. ما در این جا، از باب نمونه ، به برخى از این شرایط اشاره مى کنیم .
1- یکى از شرایط ذکر توجه به معنا و محتواى ذکر است . توجه مستقل و افراطى به طرز اداى کلمات و تقید حرفه اى به مخارج حروف و علاقه به آهنگ صوت ، بدون توجه به معناى ذکر، خود از موانع التفات قلبى به حقیقت ذکر است . از این رو در ذکر قلبى که عوارض لفظ و صوت در بین نیست ، روح بهتر مى تواند به طور مستقیم به معانى ذکر توجه یابد.
2- اداى ذکر باید از روى اشتیاق و اقبال روح و علاقه باشد، نه از روى عادت و تکرار. هرگاه گفتار و رفتارى مستند به عادت رسوخ یافته باشد، وقوع آن ، حالتى شبیه به جبر دارد که آزادى و اختیار و حتى گاهى آگاهى روح در آنها اثر ندارد و بى اختیار انجام مى پذیرد. این جا است که ذکر، پدیده اى بى خاصیت و بى اثر مى گردد.
3- تطبیق اعمال و رفتار با معنا و مقام ذکر: مقام ذکر و درک محضر خداوند ایجاب مى کند که در هنگام ذکر و مناجات ، توجه انسان فقط به ذات اقدس ‍ حق معطوف گردد. انصراف دل از خداوند و نداشتن حضور قلب به هنگام عبادت و مناجات ، بى ادبى به محضر پروردگار است . بى تردید چنین ذکر و دعا و عبادتى اگر موجب تباهى و تیرگى دل و روح نگردد، تاءثیر چندانى در تقرب انسان به خداوند نخواهد داشت . کسى که ذکر شریف الله اکبر را بر زبان مى آورد، نباید هیچ چیز را بر خدا مقدم بدارد: چرا که مفاد این ذکر این است که من خدا را از هر چیز و هر کس برتر و بزرگ تر مى دانم . از این رو اگر کسى به عکس رفتار کند و در عمل ، همه چیز را بر خدا مقدم بدارد. گفتن الله اکبر نتیجه اى در کمال و ترقى روح او نخواهد داشت .
4- درک مقام خداوند و عظمت بى انتهاى او و نیز رعایت ادب حضور ایجاب مى کند که بنده از خدا جز او نخواهد و در این صورت است که ذکر و عبادت در زمره عبادت و ذکر احرار و احباب قرار مى گیرد و حالى از معرفت و همتى بلند است . دون همتانند که در محضر محبوب ، اغیار را از او مى طلبند! از او چیزى را مى خواهند که در مقایسه با مقام معشوق ، ذره اى بسیار ناچیز به شمار مى آید. آنان به جهت بیگانه و بى خبر بودن از محبوب و معشوق واقعى ، ذره را مى نگرند، اما بربى کرانه عظمت و جلال پروردگار خویش چشم مى پوشند. با نگاهى به دعاى سحر امام باقر علیه السلام مى توان گوشه هایى از عظمت مقام ذکر احرار را دریافت :
اللهم انى اءسئلک من بهائک بابهاه و کل بهائک بهى اءللهم انى اءسئلک ببهائک کله اءللهم انى اءسئلک من جمالک باءجمله و کل جمالک جمیل ...
خدایا، من از تو در خواست مى کنم به حق نورانى ترین مراتب نورت که تمام مراتب آن نورانى است . خدایا، از تو درخواست مى کنم به حق تمام مراتب نورانیتت . خدایا، از تو درخواست مى کنم به حق نیکوترین مراتب جمالت که تمام مراتب جمالت نیکو است .
در سراسر این دعا سخن از بهاء جمال ، عظمت ، نور، رحمت ، علم ، شرف و مانند آنها است و حرفى از قصر و باغ و حور و غلمان نیست . از زاویه چنین نگرشى ، اگر بهشت زیبا است ، بهشت آفرین زیباتر است .
5- ذکر خداوند باید عامل به فعلیت رساندن استعدادهاى روح انسان و پس از مصرف آن ، احساس نشاط و سلامتى و عافیت مى کند، نفس نیز از یاد خدا چنین احساسى دارد.
پس هر قلبى - چنان که جمع محلى به ال (القلوب 9 فاده مى کند - با ذکر خدا اطمینان مى یابد و اضطرابش تسکین پیدا مى کند. آرى ، این معنا حکمى است عمومى که هیچ قلبى از آن مستثنا نیست ، مگر آن کار قلب به جایى برسد که در اثر از دست دادن بصیرت و رشدش ، دیگر نتوان آن قلب نامید؛ البته چنین قلبى از ذکر خدا گریزان و از نعمت طماءنینه و سکون محروم خواهد بود، چنان که خداوند فرمود: لهم قلوب لایفقهون بها.
(48)
(49)
3- ذکر خدا وسوسه ها و تخیلات و توهمات و دیگر عواملى که اختلالات فکرى و روانى را فراهم مى آورند از بین مى برد و نمى گذارد نیروهاى ثمر بخش ذهنى و روانى هدر روند.
04 ذکر الهى ، علاوه بر اینکه درون آدمى را از آلودگى ها، وسوسه ها، تخیلات و توهمات پاک کند، مى تواند فعالیت هاى ذهنى و روانى انسان را تنظیم کرده مجهولاتى را براى او مکشوف گرداند.تشخیص حقیقت را براى انسان آسان سازد.
ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون ؛(50)
حقیقت ، کسانى که تقوا دارند، چون وسوسه اى از جانب شیطان بدیشان رسد خدا به یاد و به ناگاه بینا شوند.
تعبیر طائف (طواف کننده ) در این آیه حاکى از آن است که وسوسه هاى شیطان چون طواف کننده اى پیرامون فکر و روح انسان به حرکت در مى آیند تا راهى براى نفوذ بیابند.اگر انسان در این هنگامه به یاد خداوند بیفتد به عواقب شوم گناه و آلوده گشتن به وسوسه هاى شیطانى توجه مى کند و در مى یابد که در حضور خداوندى توانا و دانا قرار دارد که بر پنهان ترین زوایاى روح و قلب او نیز اشراف و آگاهى دارد، و بدین ترتیب ، آن وسوسه ها را از حریم دل خود دور مى سازد.اما اگر به یاد خداوند نیفتد و غفلت بر او چیره گردد، بالاخره آن وسوسه ها راهى براى نفوذ مى یابند و در نتیجه ، آن انسان غافل تسلیم وسوسه هاى شیطانى مى گردد.
5- ذکر خدا پیش در آمد استغفار و توبه است .
و الذین اذا فعلوا فاحشة اءو اءنفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله ...؛ (51) و آنان که چون کار زشتى مى کنند، یا برخود ستم روا دارند، خدا را به یاد مى آورند و براى گناهانشان آمرزش ‍ مى خواهند، و چه کسى جز خدا گناهان را مى آمرزند؟
از این آیه استفاده مى شوند که انسان تا به یاد خدا است و خود را در محضر او مى بیند گناه نمى کند. ارتکاب گناه زمانى است که خدا را فراموش کند و گرفتار غفلت گردد. البته این نسیان و غفلت در مورد افراد مومن موقتى و گذرا است و آنها به زودى به یاد خدا مى افتند و همین یاد خدا آنان را متوجه خطایشان مى نماید و توبه مى کنند؛ چرا که مى دانند تنها خداوند است که گناهان را مى آمرزد و تنها او است که پناهگاه و امید خطا کاران است .
در این جا مناسب است به پاره اى از فواید و فضایل ذکر که در روایات شریفه آمده است اشاره اى داشته باشیم :
- ذکر، کلید نیکو شدن قلب است : اءصل صلاح القلب اشتغاله بذکرالله ؛ (52)
اصل نیکویى قلب در اثر اشتغال آن به ذکر خدا است .
- ذکر، حیات قلب ها است : فى ذکر الله حیاة القلب ؛
(53) ذکر خدا موجب حیات قلب است .
- ذکر، غذاى نفوس و هم نشینى با محبوب است : ذکر الله قوت النفوس ‍ و مجالسة المحبوب . (54)
-ذکر، نور قلب ها است : علیک بذکر الله فانه نور القلب ؛
(55) بر تو باد به ذکر خدا که آن نور قلب است . در روایتى دیگر چنین آمده است :
ثمرة الذکر استنارة القلوب ؛
(56) میوه ذکر نورانى شدن قلب ها است .
- ذکر، شفاى قلب ها است : رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرماید: ذکر الله شفاء القلوب .
(57)
- ذکر، کلید انس با خدا است : الذکر مفتاح الانس . (58) در جاى دیگر حضرت على علیه السلام مى فرماید:
هنگامى که دیدى خداوند تو را به یاد خود ماءنوس مى کند، تو را دوست داشته است ، و هنگامى که دیدى خداوند تو را با مخلوق و خلقش ماءنوس ‍ مى کند و تو را از یاد خودش به وحشت مى اندازد، تو را به دشمن داشته است .
(59)
- ذکر، دور کننده شیطان است ، ذکر الله مطردة الشیطان . (60)
در جاى دیگر حضرت على علیه السلام در این باره مى فرمایند:
- ذکر الله راءس مال کل مؤ من و ربحه السلامة من الشیطان ؛ (61)
سرمایه هر مؤ منى است بهره و دورویى است : من اءکثر ذکر الله فقد برى ء من النفاث ؛ (62)
هر کسى زیاد یاد خدا کند همانا از دورویى دور مى ماند.
- ذکر، باعث محبت به خدا مى شود: رسول خدا صلى الله علیه و آله در این باره مى فرمایند:
من اءکثر ذکر الله اءحبه ؛
(63) هر کسى زیاد خدا را یاد کند دوستدار خدا مى گردد.
- ذکر، مایه مصون ماندن از اشتباه و خطا است : رسول خدا صلى الله علیه و آله در این باره مى فرمایند:
خداوند سبحان مى فرماید، وقتى دیدم در اکثر مواقع بنده من به ذکر من مشغول است ، او را بیشتر به خود مشغول مى کنم . وقتى بنده اى چنین شد، اگر در معرض لغزش قرار گیرد بین او و خطایش مانع مى شوم .آنها اولیاى حقیقى من و قهرمانان واقعى هستند.
(64)