سفارش تبلیغ
صبا ویژن
تاریخ : دوشنبه 91/9/27 | 1:26 صبح | نویسنده : علی اصغربامری

حدیث موسى علیه السّلام‏

على بن عیسى سند خود را به معصوم رسانیده که فرموده است: همانا خداوند تبارک و تعالى با موسى مناجات کرد و در مناجاتش به او فرمود:

اى موسى! در این دنیا آرزویت دراز نباشد تا دلت براى آن سخت گردد که سخت دل از من دور است.

اى موسى! چنان باش که من در تو شادم، زیرا شادى من این است که فرمانم برند و نافرمانیم نکنند، و دلت را با ترس بکش و ژنده‏پوش باش و خرّم دل، در زمین گمنام باش و در آسمان پر آوازه و خانه‏نشین و شب تاب، و در برابرم به پرستش خیز مانند پرستش خیزى شکیبایان، و به درگاهم از بسیارى گناهان شیون کن چونان شیون گناهکاران گریزان از دشمن، و از من در این راه یارى بجوى که من چه نیکو یار و یاورى هستم.

اى موسى! من بر فراز بندگانم و بندگان، زیر دست منند، و همه در برابر من زبون و درمانده. از خود بر خود نگران باش، و فرزندانت را هم بر دینت امین مدان، مگر آنکه او هم چون تو خوبان را دوست داشته باشد.

اى موسى! تن بشوى و غسل کن و به بنده‏هاى خوبم نزدیک شو.

اى موسى! در نماز پیشواى ایشان باش و در کشمکشهاشان قاضى، و با آنچه من براى تو فرود آوردم در باره آنها حکم کن، که من آن را حکمى روشن و برهانى درخشان ساختم و نورى که گویاست بدان چه در پیشینیان بوده و آنچه در پسینیان خواهد بود.

اى موسى! من به تو سفارش مى‏کنم چونان رفیقى مهربان در باره زاده بتول عیسى بن‏    مریم، صاحب ماده الاغ و برنس [کلاه بلند عابدان‏] و زیت و زیتون و صاحب محراب، و پس از او به صاحب شتر سرخ مو که طیّب و طاهر و مطهّر است، و نمونه او در کتاب تو تورات این است که مؤمن است و بر همه کتب آسمانى تسلّط دارد و راکع است و ساجد و راغب و راهب، برادرانش گدایند و یاورانش مردم دیگر. در دوران بعثت او تنگى و سختى و لرزش و کشتار و ندارى بر مردم حکمفرما است. نامش احمد است، محمّد امین است. اوست یادگارى از گروه اوّلین گذشته، و به همه کتب آسمانى ایمان دارد و همه رسولان را تصدیق مى‏کند و از روى اخلاص گواه صادق همه پیامبران است. امّتش مرحوم و مبارک است، مادامى که بر حقایق دین باقى بمانند. براى ایشان ساعات خاصى است که در آن به نماز مى‏ایستند، تا بنده وظیفه خود را نسبت به سرورش انجام دهد. به ویژه او را تصدیق کن و از روش برنامه او پیروى نما، زیرا او برادر توست.

اى موسى! همان او پیغمبر امّى است و بنده راستگو، بر هر چه دست نهد بدو برکت داده مى‏شود و به خود او هم برکت داده مى‏شود. در علم من چنین بوده است و چنین آفریدمش. هنگامه را بدو آغاز کنم و کلیدهاى امور دنیا را با امّت او به پایان برم. به ستمگران بنى اسرائیل دستور ده نام او را از یاد نبرند و از یاریش دست نشویند. بدرستى که آنها چنین کنند و دوست داشتن او نزد من حسنه است و من با اویم و از حزب او، و او از حزب من است و حزب ایشان چیرگانند. البته که من دین او را به همه ادیان چیرگى بخشم و در همه جا پرستیده شوم، و تا اینکه محققا قرآنى فرقان، بر او فرو فرستم، که درمان هر آنچه از وسوسه‏هاى شیطان است مى‏باشد. اى پسر عمران! بر او درود فرست، زیرا من با فرشته‏هایم بر او درود مى‏فرستیم.

اى موسى! تو بنده منى و من خداى تو، آنکه حقیر است و فقیر، خوارش مشمر، و بر توانگرى که اندک توانى دارد رشک مبر، و هنگام یاد کردن من متواضع باش، و هنگام خواندن نام من به رحمت من طمع ورز، و گوارایى تورات را با آوازى ترسان و غمناک به گوش من رسان. هنگام یاد من آسوده دل باش، و هر که به نام من آرامش آورد به یادم آور.

و چیزى را شریک من مگیر و مسرّت من را طلب کن، زیرا منم آقاى بزرگ منش. همانامن تو را از نطفه‏اى که آب چرکین بود، آفریدم و از مشتى خاک که از زمین پست درهم، برآوردمش، و بدینسان انسانى شد که من او را ساختم بسان آفریده‏اى. میمون باد سمت و سوى من، و مقدّس باد دست ساخته‏ام. چیزى مانند من نیست و منم زنده همیشه‏اى که از میان نمى‏روم.

اى موسى! هر گاه مرا مى‏خوانى ترسان و هراسان و دل لرزان باش. براى من چهره بر خاک‏ساى، و با گرامى‏ترین اعضاء تنت سجده کن، و به پرستش من در برابرم بایست و با من مناجات کن. و هنگام مناجات با من از دل، بترس و با توراتم روزگار زندگى را زنده بدار، و صفات خوب مرا به نادانان بیاموز، و نعمت‏هاى مرا به یاد ایشان آر، و به آنها بگو کژراهه‏اى را که در آن غرقند ادامه ندهند، زیرا مؤاخذه من دردناک و سخت است.

اى موسى! اگر پیوند تو با من بگسلد با جز من پیوند نیابى، پس مرا بپرست و در برابر من مانند بنده‏اى حقیر و تهیدست بایست. خود را نکوهش کن که آن به نکوهش سزامند است، و با کتابم بر بنى اسرائیل گردن نفراز، که همین بس است براى پند دادن به دلت، روشن کردن آن، و این سخن پروردگار جهانیان است جلّ و علا.

اى موسى! هر گاه مرا بخوانى و به من امید برى بتحقیق هر آنچه را از تو سر زده بیامرزم. آسمان از ترس، مرا به پاکى یاد مى‏کند و فرشته‏ها از بیم من هراسناکند، زمین به طمع رحمتم مرا تسبیح مى‏گوید و همه خلایق با زبونى تسبیح گویان منند، پس به نماز روى آور، به نماز، زیرا آن نزد من جایگاهى دارد و منزلتى، و آن را با من پیوندى است ناگسستنى، و من با آن پیمانى استوار دارم و بدان پیوند مى‏دهم آنچه را از آن است چونان زکات قربانى از مال حلال و طعام، و من جز مال پاکیزه‏اى را که قصد از آن، رضاى من باشد نمى‏پذیرم، و صله ارحام را با این پیوند که منم خداى رحمان رحیم، و من آن را به فضل رحمتم آفریدم، تا بندگان به وسیله آن به یک دیگر مهربانى ورزند، و آن در سراى دیگر نزد من جایگاهى دارد والا، و من برنده‏ام از هر آن کس که آن را ببرد و پیوند برقرار مى‏کنم با هر آن کس که با آن پیوند برقرار سازد، و با هر که امر مرا تباه کند چنین کنم.

اى موسى! هر گاه فقیرى نزد تو آمد با نیکوکارى یا بخششى اندک او را گرامى دار،زیرا گاهى نزد تو کسانى مى‏آیند که نه انسانند و نه جن، و فرشتگان حضرت رحمانند، تا تو را بیازمایند که چگونه آنچه را به تو بخشیدم به کار مى‏بندى و در آنچه در اختیارت نهادم تا چه مقدار همراهى دارى. به زارى به درگاهم خشوع کن و آواى کتاب را برایم برآور، و بدان که من تو را مى‏خوانم آن گونه که آقایى، بنده زرخریدش را، تا او را به مقامى شریف رساند، و این از فضل من است بر تو و بر نیاکانت.

اى موسى! در هیچ حال مرا از یاد مبر، و از فراوانى مال شاد مشو، که فراموشى من دلها را سخت مى‏کند، و توانگرى، فراوانى گناه را به دنبال دارد، زمین و آسمان و دریاها فرمانبر منند، و نافرمانى از من، بدبختى خاص انسان و جنّ است، و منم بخشاینده و مهربان، بخشاینده هر زمان و آورنده شدّت پس از آسودگى و آسودگى، پس از شدّت، و منم که سلاطین را پیاپى مى‏آورم، و سلطنت من پیوسته و برقرار است که از میان نمى‏رود، و در زمین و آسمان چیزى بر من پوشیده نماند، و چگونه چیزى بر من پوشیده ماند که خود آغازکننده آنم، و چگونه تو بدان چه نزد من است توجّهى ندارى، در حالى که ناگزیر به سوى من باز خواهى گشت.

اى موسى! مرا گنجینه خود قرار ده، و گنجینه اعمال نیکت را به من بسپر، و از من بترس و از جز من نه، که بازگشت بسوى من است.

اى موسى! به خلایق زیر دستت رحم کن و به فرا دستت حسد مورز، که حسادت کارهاى نیک را مى‏خورد، چنان که آتش هیزم را.

اى موسى! دو پسر آدم در یک مقام تواضع کردند، تا در پرتو آن، به فضل و رحمت من دست یازند، و هر کدام یک قربانى دادند، ولى من جز از پرهیزکاران چیزى نپذیرم، و کار آنها بدان جا رسید که مى‏دانى، پس چگونه بعد از برادر و مشاور به رفیقت اعتماد مى‏کنى؟

اى موسى! تکبّر را فرو بگذار و بر خود مبال، و به خاطر آور که در قبر آرام خواهى گرفت و همین تو را از شهوت باز دارد.

اى موسى! در توبه بشتاب و گناه را به تأخیر انداز، و در آرامش نماز درنگ کن، و جزمن را امید مبر، و در سختى‏ها مرا سپر خود قرار ده و در ناملایمات مرا دژ استوار خود بگیر.

اى موسى! چگونه بنده‏اى در برابر من خشوع مى‏یابد که فضل من را بر خود نمى‏شناسد، و چگونه او احسان مرا در باره خود بشناسد و حال آنکه نه مى‏نگرد و نه مى‏اندیشد، و چگونه در آن بنگرد و بیندیشد در حالى که بدان ایمان ندارد، و چگونه بدان ایمان ورزد، با آنکه پاداشى را امید نمى‏برد، و چگونه پاداشى را امید برد، در حالى که به دنیا بسنده کرده است، و آن را پناهگاه خود گرفته و چونان ستمگران بدان گراییده است.

اى موسى! در امور خیر به رقابت با اهل آن برخیز، که خیر همچون نام آن است، و شرّ را براى هر فریفته‏اى وارهان.

اى موسى! زبانت را در آن سوى دلت نه و در شب و روز یاد من فراوان کن، تا سود برى، و از خطا پیروى مکن، که پشیمان شوى که قرارگاه خطا، همان دوزخ است.

اى موسى! با آنان که از گناه چشم پوشیده‏اند سخن بگو و همنشین آنان باش، و آنان را برادران خود به هنگام نبودن خویش بگیر و با آنها بجوش تا با تو بجوشند.

اى موسى! ناگزیر هنگام مرگت فرا رسد، پس توشه کسى را برگیر که میهمان توشه خویش مى‏گردد.

اى موسى! آنچه براى خشنودى من باشد بسیار است اگر چه اندک باشد، و آنچه با آن جز من خواسته شود، فراوانش اندک باشد، و بهترین روزهایت همان است که در پیش رو دارى و ببین که آن کدام روز است، پس براى آن پاسخى بیندوز، که تو را در آنجا بگیرند و به پرسشت پردازند، و پند خود را از روزگار و اهل آن بگیر، که روزگار فراوانش اندک است و اندکش فراوان، و هر پدیده‏اى از میان مى‏رود پس کار کن، آن گونه که گویى پاداش کار خود را مى‏بینى، تا بهتر به آخرت طمع‏ورزى. ناگزیر آنچه از دنیا باقى مانده همچون از دست رفته‏هاى آن است، و هر کار کنى باید بر پایه بینش و نقشه کار کنى. پس اى پسر عمران! خودت را هدایت کن شاید که فردا به روز پرسش، جایى که مبطلان زیان مى‏کنند کامیاب شوى.

اى موسى! دو کفت را از روى خوارى در برابر من بر زمین زن، همچون بنده‏اى که به درگاه آقایش زارى و ناله مى‏کند، زیرا اگر تو چنین کنى ترحّم مى‏شوى و من کریم‏ترین توانا هستم.

اى موسى! از فضل و رحمت من بخواه، زیرا این هر دو در اختیار من هستند و احدى جز من اختیار آنها را ندارد، و هنگامى که از من درخواستى مى‏کنى، ببین چه اشتیاقى بدان چه نزد من است دارى! براى هر کارگرى مزدى است، و ناسپاس هم در آنچه مى‏کوشد پاداش دریافت مى‏کند.

اى موسى! جان خود را از دنیا پاک دار و از آن به یک سو شو، زیرا که دنیا از آن تو نیست و تو از آن دنیا نیستى، و تو را چه کار با خانه ستمگران؟ مگر عاملى که در آن کار خیر کند که براى او چه نیکو خانه‏اى خواهد بود.

اى موسى! آنچه را به تو فرمان مى‏دهم گوش کن، و هر گاه نظرى دهم به کارش بند.

حقایق تورات را در سینه خود جاى ده، و در لحظات شبانه روز در پرتو آن بیدار باش، و فرزندان دنیا را در سینه خود جاى مده، تا آن را چونان پرنده‏ها آشیانه خود بگیرند.

اى موسى! دنیازادگان و دنیا داران یک دیگر را مى‏فریبند و هر کدام آنچه را دارند براى دیگران مى‏آرایند. براى مؤمن آخرت آراسته شده، و همیشه نگاهى پر مایه بدان دارند.

شیفتگى او به آخرت، میان او و لذّت زندگى مانع شده، و او را در سحرگاهان به شب زنده دارى مى‏کشاند، چونان کردار شتر سوارى که به سوى هدفى مى‏راند، روز را با غم سر کند و شب را با حزن، خوشا به حال او که اگر پرده را به کنار زنند، چه شادى و سرورى را به چشم خواهد دید.! اى موسى! دنیا نطفه‏اى بیش نیست، که نه پاداش مؤمن را سزد، و نه کیفر نابکار را، و چاه عمیقى است براى کسى که، ثواب معاد خود را به یک لیسیدن انگشت، که به جا نماند بفروشد، و به یک دندان زدن که البتّه نیاید، و چنین است که من به تو فرمان مى‏دهم، و هر فرمان من رهنمود است.

اى موسى! اگر دیدى توانگرى به سوى تو روى مى‏آورد با خود بگو گناهى کرده‏ام که‏    کیفر آن به سویم شتافته است، و اگر تهیدستى را دیدى که به سوى تو مى‏آید با خود بگوى مرحبا به شعار خوبان، زورگو و ستمکار مباش و نزدیک ستمکاران مگرد.

اى موسى! عمرى که پایانش نکوهش بار باشد عمر به شمار نیاید، اگر چه دراز باشد، و اگر سرانجام خوبى بیابى آنچه از دفتر عمرت برچیده شده تو را زیانى نرساند.

اى موسى! کتاب بصراحت برایت بیان کرده که به کجا مى‏روى و چه سرانجامى دارى، پس چگونه با این دیدگان به خواب مى‏روى، و چگونه مى‏شود اگر مردم غفلت نکنند و در پى بدبختى نباشند و از شهوت پیروى نکنند، لذّت زندگى را بچشند، و صدّیقان به کمتر از آن تن ندهند [یعنى آن را گناه بزرگى مى‏دانند].

اى موسى! به بنده‏هایم دستور ده که مرا به هر روى بخوانند، البته پس از آنکه به درگاه من اعتراف کنند که من ارحم الرّاحمین و اجابت‏کننده دعاى بیچارگانم، و بدى را برکنار زنم، و زمان را بگردانم، و آسایش آورم، و از اندک قدردانى کنم، و به فراوان پاداش دهم، و تهیدست را توانگر سازم، و منم همیشگى با عزّت توانا، هر که از خطاکاران به تو توسّل جست و به تو گرایید به او بگو: خوش آمدى، اى که در آستان پروردگار جهانیان جاى وسیعى دارى، و براى آنان مغفرت طلب و مانند خود آنها به آنها خدمت کن، و بر آنها گردن فرازى مکن بدان چه من از فضل خود به تو عطا کردم، و به آنها بگو از رحمت و فضل من بخواهند، زیرا جز من، کسى آن را ندارد و من همان صاحب فضل بزرگم.

خوشا به حال تو اى موسى که پناه دهنده خطاکارانى، و همنشین بیچارگان، و آمرزش طلب گنهکاران، همانا تو در نزد من جایگاه پسندیده‏اى دارى، مرا با دلى پاک و زبانى راستگو بخوان و چنان باش که من به تو فرمان داده‏ام، فرمان مرا ببر و با آنچه که از خود ندارى به بنده‏هایم گردن فرازى مکن و به من نزدیک شو، که من به تو نزدیکم، زیرا من از تو بار سنگینى نطلبیده‏ام که تو را بیازارد، و تنها از تو خواستم که مرا بخوانى و من پاسخت دهم و از من بطلبى، و من به تو ببخشم و به من تقرّب جویى، با تأویلى که خود به تو دادم، و بر من است کامل کردن تنزیل آن.

اى موسى! به زمین نگر که به زودى قبر تو در آن باشد، و چشم به آسمان فرست که‏    بالاى تو در آنجا سلطانى است بزرگ، و مادامى که در دنیا هستى بر خود گریه کن، و از نابودى و هلاکت بهراس، و نباید آرایش دنیا تو را بفریبد، و به ستم خشنود مشو و ستمکار مباش، زیرا من خود در کمین ستمکارم، تا انتقام ستمدیده را از او بگیرم.

اى موسى! همانا حسنه ده برابر است، و از یک سیئه هلاکت برخیزد. به من شرک نیاور و بر تو روا نیست به من شرک آورى. در هر کار میانه و محکم باش، و چونان آزمند و مشتاق بدان چه نزد من است، و پشیمان از آنچه پیش فرستاده، دعا کن که سیاهى شب را روز براندازد و همچنین گناه و سیئه را حسنه براندازد. سیاهى شب بر تابش روز چیره گردد و آن را سیاه کند، و چنین است کردار بد، که بر حسنه جلیله بتازد و آن را تیره و تار سازد.

مردى از اصحابش مى‏گوید: در نامه‏اى که امام صادق علیه السّلام در پاسخ به یکى از یاران خود نوشته بود خواندم که:

امّا بعد، همانا من تو را به تقواى الهى سفارش مى‏کنم، زیرا خداوند براى هر که تقوى داشته باشد، ضمانت کرده است که او را از وضع بدش به وضعى گرداند که دوست دارد، و او را از آنجا که حساب نمى‏کند، روزى بخشد. مبادا تو از کسانى باشى که بر بنده‏ها از گناهان آنها مى‏ترسد، و از کیفر گناه خود آسوده است، زیرا که خداوند عزّ و جلّ در باره بهشتش فریب نمى‏خورد، و آنچه در نزد اوست جز به اطاعت او، به دست نیاید، إن شاء اللَّه.[1]

 


[1]    کلینى، محمد بن یعقوب، بهشت کافى / ترجمه روضه کافى، 1جلد، انتشارات سرور - قم، چاپ: اول، 1381ش.