سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
تاریخ : دوشنبه 94/6/9 | 7:18 عصر | نویسنده : علی اصغربامری

بسم رب الشهداوالصدیقین

 

تکیه بر غیر خدا!

 

معمولا انسانها در دنیا به هر چه غیر خدا تکیه کنند از همانجا ضربه می خورند.

مثلا کسی که به مالش تکیه کرده ؛ از همان مال ، ضربه می خورد.

کسی که به قدرتش ، شهرتش ، جمالش ، خانه اش و ... دل خوش کرده ؛ از همان لطمه می خورد.

مانند فرعون که افتخارش این بود که رود نیل از آن اوست [َ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْری مِنْ تَحْتی‌] و در همان رود هم غرق شد.

ما باید فقط و فقط به خدا توکل کنیم و فقط و فقط به او تکیه داشته باشیم [ وَ مَن یَتَوَکَّل عَلَی الله، فَهُو حَسبُه]

داستانک:

هنگامی که برادران ، در حال انداختن یوسف در چاه بودند؛ ناگهان یوسف شروع به خندیدن کرد، برادران سخت در تعجب فرو رفتند که این چه جای خنده است، گویی برادر، مساله را به شوخی گرفته است، بی‌خبر از اینکه تیره روزی در انتظار او است، اما او پرده از راز این خنده برداشت و درس بزرگی به همه آموخت و گفت::

 فراموش نمی‌کنم روزی به شما برادران نیرومند با آن بازوان قوی و قدرت فوق العاده جسمانی نظر افکندم و خوشحال شدم، با خود گفتم کسی که اینهمه یار و یاور نیرومند دارد چه غمی از حوادث سخت خواهد داشت آن روز بر شما تکیه کردم و به بازوان شما دل بستم، اکنون در چنگال شما گرفتارم و از شما به شما پناه می‌برم، و به من پناه نمی‌دهید، خدا شما را بر من مسلط ساخت تا این درس را بیاموزم که به غیر او- حتی به برادران- تکیه نکنم."

*****

 [تفسیر نمونه، ج‌9، ص: 342]




تاریخ : چهارشنبه 94/5/14 | 3:17 عصر | نویسنده : علی اصغربامری

بسم رب الشهداوالصدیقین

 

تنفر خداوند از گناه

 

شما تنفر وجود مقدس حضرت حق را نسبت به گناه، از آیاتی شبیه این آیات می‌توانید حس کنید:

)إِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ الْمـُعْتَدین(‌، )إِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُور(، )إِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ کُلَّ خَوَّانٍ کَفُور(، )إِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ الْخائِنین

 

خداوند نسبت به هیچ فسادی روی خوش نشان نداده است، انبیای گرامی او و ائمه طاهرین و اولیای خدا و دلسوزان و شهیدان راه حق هم مثل او هستند. اگر پای گناه در میان نبود، پای مبارزه هم در میان نبود. شهیدان نیز برای این که جلوی جرم مجرم را بگیرند به شهادت رسیده‌اند. بنابراین، اگر کسی گناه کند در حقیقت با این کار، با خدا، انبیا، ائمه، اولیا، تبعیدشدگان در راه خدا، زجرکشیدگان فی سبیل الله و شهیدان راه حق و با عدل و منطق و با انسانیت و هدف عالی خلقت مخالفت کرده است. تمام مردم هم باید همین محاسبه را روی گناه داشته باشند و گمان نکنند که فلان گناه مثلا گناه کوچکی است. این که بعضی از گناهان را صغیره می‌گویند، نسبت به دیگر گناهان است وگرنه هر مخالفتی با حضرت حق، گناه کبیره است و اولیای خدا تحمل هیچ گناهی را نداشته‌اند.




تاریخ : سه شنبه 94/5/13 | 5:5 عصر | نویسنده : علی اصغربامری

بسم رب الشهداوالصدیقین

 

ریشه های طغیان

 

 غنى بودن کمال است، ولى خود را غنى دیدن خطر است و انسان را مست مى‏کند. 

ریشه طغیان دو چیز است: 

 

یکى آنکه خود را بى‏نیاز مى‏بیند. «أَن رَآهُ اسْتَغْنى‏»

(علق/7)

 همین که خود را بى‌نیاز پندارد.

 

 دیگر آنکه گمان مى‏کند خدا او را نمى‏بیند.

«أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى‏»

 (علق/14)

مگر ندانسته که خدا مى‌بیند؟

 

(تفسیر نور)

www.gharaati.ir




تاریخ : دوشنبه 94/5/12 | 4:21 عصر | نویسنده : علی اصغربامری

بسم رب الشهداوالصدیقین

انسان های با ظرفیت

 

انسانی که ظرفیّت دارد، هرگز به ثروت و قدرت و علم مغرور نمیشود.

چنانکه حضرت سلیمان گفت: 

«هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی» (نمل، 40) این از فضل پروردگار من است.

و حضرت یوسف گفت: 

«رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَ عَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحادِیثِ» (یوسف، 101) 

«پروردگارا، تو به من دولت دادى و از تعبیر خوابها به من آموختى.»

 

(تفسیر نور) 

www.gharaati.ir




تاریخ : دوشنبه 94/5/12 | 5:2 صبح | نویسنده : علی اصغربامری

بسم رب الشهداوالصدیقین

قوم یونس (علیه السلام)

 

یونس (علیه السلام) وقتی از میان مردم رفت و مردم دیدند که حرف او درست بوده و ابر سیاهی که حامل عذاب است آسمان شهرشان را پر کرده، دنبال او دویدند ولی او را نیافتند، چون جگر او را سوزانده بودند. هرچه می‌گفت گناه نکنید به او می‌خندیدند و او هم از شهر دور شده بود. مردم سپس به در خان? یک عالم مؤمن رفتند و گفتند بمانیم و نابود شویم یا راه دیگری هست؟ آن عالم گفت: توبه کنید و بمانید. گفتند: ابر بالای سر ماست. گفت: پایین‌تر هم که بیاید، با توبه آن را رد‌ می‌کنیم. سپس به آنان گفت: اکنون که یونس نیست به خدا پناه ببرید و زاری و تضرع کنید، شاید بر شما‌ ترحّمی فرماید.

پرسیدند: چگونه به خدا پناه ببریم ؟ آن عالم فکری کرد و گفت: فرزندان شیرخواره را از مادرانشان جدا کنید و حتی بین شتران و بچه‌هایشان و گوسفندان و بره‌ها و گوساله‌ها و ماده‌گاوها تفرقه بیندازید و در میان بیابان جمع شوید و اشک‌ریزان از خدای آسمان‌ها و زمین و دریاهای پهناور طلب عفو و بخشش کنید. مردم به دستور آن عالم عمل کردند و منظره‌ای بسیار تاثرانگیز ایجاد شد. اطفال شیرخوار گریه می‌کردند و پیران کهنسال هم صورت بر خاک گذاشته بودند و اشک می‌ریختند. صدای حیوانات و اشک و آه قوم یونس به هم آمیخته شد و رحمت بی انتهای پروردگار جهان بر سر آنها سایه افکند و در پی این صحنه، عذاب نازل شده برطرف گردید و به جانب کوه‌ها روانه شد.




تاریخ : دوشنبه 94/3/18 | 3:26 صبح | نویسنده : علی اصغربامری

بسم رب الشهدا والصدیقین

 تکیه بر غیر خدا!

 

معمولا انسانها در دنیا به هر چه غیر خدا تکیه کنند از همانجا ضربه می خورند.

مثلا کسی که به مالش تکیه کرده ؛ از همان مال ، ضربه می خورد.

کسی که به قدرتش ، شهرتش ، جمالش ، خانه اش و ... دل خوش کرده ؛ از همان لطمه می خورد.

مانند فرعون که افتخارش این بود که رود نیل از آن اوست [َ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْری مِنْ تَحْتی‌] و در همان رود هم غرق شد.

ما باید فقط و فقط به خدا توکل کنیم و فقط و فقط به او تکیه داشته باشیم [ وَ مَن یَتَوَکَّل عَلَی الله، فَهُو حَسبُه]

داستانک:

هنگامی که برادران ، در حال انداختن یوسف در چاه بودند؛ ناگهان یوسف شروع به خندیدن کرد، برادران سخت در تعجب فرو رفتند که این چه جای خنده است، گویی برادر، مساله را به شوخی گرفته است، بی‌خبر از اینکه تیره روزی در انتظار او است، اما او پرده از راز این خنده برداشت و درس بزرگی به همه آموخت و گفت::

 فراموش نمی‌کنم روزی به شما برادران نیرومند با آن بازوان قوی و قدرت فوق العاده جسمانی نظر افکندم و خوشحال شدم، با خود گفتم کسی که اینهمه یار و یاور نیرومند دارد چه غمی از حوادث سخت خواهد داشت آن روز بر شما تکیه کردم و به بازوان شما دل بستم، اکنون در چنگال شما گرفتارم و از شما به شما پناه می‌برم، و به من پناه نمی‌دهید، خدا شما را بر من مسلط ساخت تا این درس را بیاموزم که به غیر او- حتی به برادران- تکیه نکنم."

*****

 [تفسیر نمونه، ج‌9، ص: 342]




تاریخ : دوشنبه 94/3/18 | 3:21 صبح | نویسنده : علی اصغربامری

بسم رب الشهداوالصدیقین

 

سه نوع رابطه‏ در قرآن داریم:

1. رابطه پیامبر با مردم. رحمت «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ» (انبیاء/ 107)

2.رابطه مردم با پیامبر. مودت «إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِى الْقُرْبى» (شورى/ 23)

3.رابطه زن و شوهر، هم مودت و هم رحمت «وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً‏ وَ رَحْمَه» (روم/ 21)

در رحمت نوعی بخشش نیز هست

مرد باید در خانه چنان اخلاقی داشته باشد که همه ی اهل خانه آرزوی دیدارش را داشته باشند

داستان:

همسر شهید مهدی باکری تعریف می کرد:

خانه مان کوچک بود؛ گاهی صدایمان می رفت طبقه ی پایین. یک روز همسایه پایینی به م گفت : به خدا این قده دلم می خواد یه روز که آقا مهدی می یاد خونه لای در خونه تون باز باشه ، من ببینم شما دو تا زن و شوهر به هم دیگه چی می گید، این قدر می خندید؟

منبع: یادگاران کتاب مهدی باکری

 

 




تاریخ : یکشنبه 92/2/8 | 4:37 صبح | نویسنده : علی اصغربامری

بسم رب الشهداءوالصدیقین

سخن گفتن با حیوانات

  • سوره مبارکه نمل
  • آیه شریفه 18
  • قَالَتْ نَمْلَةٌ یَا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاکِنَکُمْ

  • معنای آیه:

    یکی از مورچه ها گفت : « ای مورچه ها به خانه هایتان بروید .......»

  • پیام آیه:

    قرآن چند نمونه از گفتگوی حیوانات را بیان می کند، هدهد با حضرت سلیمان سخن می گوید و مورچگان با یکدیگر. با همه ی پژوهشی که بشر امروز در رابطه با زندگی حیوانات داشته است، هنوز نتوانسته است از این راز و رمز اطلاعات وسیعی داشته باشد. اما امید می رود که به زودی بشر بتواند به این راز خلقت پی ببرد و شاید بتواند آنان را چون کارگران در خدمت بگیرد.




  • تاریخ : یکشنبه 92/2/8 | 4:36 صبح | نویسنده : علی اصغربامری

    بسم رب الشهداءوالصدیقین

    عصای حضرت موسی

    از جمله خصائص و ویژگیهای حضرت قائم (عج) در هنگام ظهور این است که «عصای حضرت موسی علیه السّلام» همراه آن حضرت می باشد. در «الغیبة» نعمانی روایتی است از حضرت صادق علیه السّلام که فرمودند: «عصای حضرت موسی از شاخه درخت آس بود که در بهشت کاشته شده بود و هنگامی که به سمت مدین رفت، جبرئیل آن را برای او آورد و آن عصا و تابوت حضرت آدم علیه السّلام در دیباچه طبریه است و کهنه و متغیّر نمی شود تا اینکه آنها را قائم (عج) هنگام خروج، بیرون آورد». در روایتی دیگر عنوان شده که آن عصا در غاری در انطاکیه است.




    تاریخ : شنبه 92/2/7 | 1:30 عصر | نویسنده : علی اصغربامری

    بسم رب الشهداءوالصدیقین

    دشمن ترین دشمنان

    سعدى در باب هفتم گلستان گوید: بزرگى را پرسیدم از معنى این حدیث کهاعدى عدوک نفسک التى بین جنبیک ؟؛ گفت به حکم آنکه هر آن دشمنى را که بر وى احسان کنى دوست گردد. مگر نفس را که هر چند مدارا بیشتر کنى مخالفت زیاده کند.