سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
تاریخ : یکشنبه 94/6/29 | 1:11 عصر | نویسنده : علی اصغربامری

بسم رب الشهداء والصدیقین

 

 

آثار عدم عیب پوشی 

 

1-مشمول غفران الهی نشدن

 

رسول خدا(ص) فرمود: «همه امّت من بخشش مى‏یابند، جز پرده‏دران...

 

 

2-فاش شدن عیوب او توسط خداوند

 

امام علی(ع) می­فرمایند: هر که دنبال عیبهای مردم بگردد، خداوند عیبهای او را بر ملا سازد.

 

 

3-ذلیل شدن

 

حضرت رضا(ع) می­فرمود: " آن کس که گناه را نشر دهد مخذول و مطرود است.

 

 

4-در حکم آغاز کننده آن زشتی بودن

 

از امام صادق(ع) روایت شده است: رسول خدا(ص) فرمود: «اگر کسى زشتى را آشکار سازد، همچون آغازگر آن است»

 

 

5-محروم شدن از دوستی دلها

 

امام علی(ع) می­فرمایند: هر که در عیبهاى نهانى مردم تفحّص کند، خدا او را از دوستى دلها محروم گرداند.




تاریخ : جمعه 94/6/20 | 4:59 صبح | نویسنده : علی اصغربامری

بسم رب الشهداوالصدیقین

 

حدیث طیرمشوی

 

در کتاب مجمع الحدیث آمده است که انس بن مالک عمامه به سر می پیچید در سرش لکه ای سفید بود. از او پرسیدند چیست؟ گفت این لکه در سر من اثر دعای علی- علیه السلام- شده است. گفتند چرا؟ گفت: مرغ بریانی برای رسول خدا- صلی الله علیه وآله و سلم- هدیه آوردند حضرت فرمودند: پروردگارا: محبوب ترین بندگانت را نزد من بفرست تا بیاید و این مرغ را با من بخورد. چیزی نگذشت که علی– علیه السلام- آمد به او گفتم رسول خدا- صلی الله علیه وآله و سلم- به کاری مشغول است که نمی شود تو وارد شوی و دوست داشتم که در این هنگام مردی از قوم من سر برسد. دوباره رسول خدا – صلی الله علیه وآله و سلم- دعا فرمود: باز علی – علیه السلام- آمد.

 

دوباره به او گفتم: رسول خدا – صلی الله علیه وآله و سلم- به کاری مشغول است که نمی شود وارد شوی. علی- علیه السلام- صدایش را بلند کرده گفت: رسول خدا- صلی الله علیه وآله و سلم- به چه کاری مشغول است که نمی شود من وارد شوم؟ به طوری که رسول خدا- صلی الله علیه وآله و سلم- صدای علی را شنیدند و فرمودند: انس این شخص چه کسی می باشد؟

 

گفتم: علی بن ابی طالب – علیه السلام- است. فرمودند: بگذار وارد شود. همین که علی علیه السلام وارد شد رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- به او فرمودند: یا علی بن ابی طالب سه مرتبه دعا کردم و از درگاه خداوند خواستم که محبوب ترین بندگان خود را پیش من بفرستد. تا از این مرغ بریان با من بخورد اگر در مرتبه سوم نمی آمدی این دفعه در دعا تو را با نامت از خدا می خواستم که بیایی.

 

علی– علیه السلام- گفت: یا رسول الله من نیز سه بار آمدم و هر سه بار انس دربان شما مرا رد می کرد و می گفت: رسول خدا – صلی الله علیه وآله و سلم- کار دارند. آن گاه رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- به من گفت: چرا این عمل را انجام دادی؟گفتم: دوست داشتم این شخص که شما او را از خدا خواستی مردی از اقوام من (انصار)باشد و در روایتی می گوید گفتم:دوست داشتم که این شخص فردی از انصار باشد. حضرت به من فرمودند:آیا در انصار شخصی بهتر از علی – علیه السلام- داریم؟

 

انس می گوید:این جریان گذشت تا در روز یوم الدار که علی- علیه السلام- در این باره از من شهادت خواست من کتمان کردم. و او را تصدیق ننمودم و گفتم فراموش کرده ام.

 

این جا بود که علی- علیه السلام- دست به دعا برداشت فرمود: خداوندا لکه ای در بدن انس بیفکن که نتواند آنرا بپوشاند آن گاه عمامه اش را برداشت و گفت: این است نتیجه دعای علی- علیه السلام-.

 

این حدیث در کتاب های اهل سنت نیز بسیار آمده است و در کتاب احتجاج طبرسی از امام صادق– علیه السلام- از پدرانش از علی– علیه السلام- این حدیث نقل شده است که پیامبر در منزل عایشه بوده اند و این حدیث نسبت امامت به حضرتش را منحصر خواهد داشت.




تاریخ : جمعه 94/6/20 | 4:57 صبح | نویسنده : علی اصغربامری

بسم رب الشهداوالصدیقین

 

روزی حضرت علی (علیه السلام) نزد اصحاب خود فرمودند: من دلم خیلی بحال ابوذر غفاری می سوزد خدا رحمتش کند.

اصحاب پرسیدند چطور ؟

مولا فرمودند: آن شبی که به دستور عثمان ماموران جهت بیعت گرفتن از ابوذر برای عثمان به خانه ی او رفتند چهار کیسه ی اشرفی به ابوذر دادند تا با عثمان بیعت کند.

ابوذر خشمگین شد و به مامورین فرمود:

شما دو توهین به من کردید; اول آنکه فکر کردید من علی فروشم و آمدید من را بخرید و دوم بی انصاف ها آیا ارزش علی چهار کیسه اشرفی است؟

شما با این چهار کیسه اشرفی می خواهید من علی فروش شوم؟

تمام ثروت های دنیا را که جمع کنی با یک تار موی علی عوض نمی کنم.

آنها را بیرون کرد و درب را محکم بست.

مولا گریه می کردند و می فرمودند:

به خدایی که جان علی در دست اوست قسم آن شبی که ابوذر درب خانه را به روی سربازان عثمانی محکم بست سه شبانه روز بود او و خانواده اش هیچ نخورده بودند و از گرسنگی سنگ به شکم خود بسته بودند . . .

مواظب باشیم برای دو لقمه بیشتر؛ علی فروشی نکنیم . . .




تاریخ : چهارشنبه 94/6/18 | 2:27 عصر | نویسنده : علی اصغربامری

بسم رب الشهداء و الصدیقین

 

عقیل وآهن داغ

 

عقیل برادر حضرت علی (علیه السلام) برای این که حقوقش را زیاد کند از ایشان دعوت کرد که به خانه اش برود. روزی حضرت علی (علیه السلام) به خانه برادر نابینایش رفت. عقیل خوراک مختصری تهیه و وضع خانه و زندگی سخت و فقیرانه خود را به حضرت علی (علیه السلام) نشان داد و عرض کرد: این حقوقی که از بیت المال می گیرم کم است و جواب مخارجم را نمی دهد، خواهش می کنم به من پول بیشتری بپرداز! حضرت فرمودند: معلوم می شود مال زیادی داری که دیگران را مهمان می کنی، سپس حضرت میله آهنی را داغ کرد و آن را به طرف عقیل دراز کرد، عقیل فکر کرد حضرت می خواهد پولی به او بدهد، با خوشحالی دستش را دراز کرد که پول را بگیرد، اما عقیل از داغی میله دستش را عقب کشید و گفت: برادر چه می کنی! می خواهی مرا بسوزانی! 

 

حضرت فرمودند: تو از آتشی که مخلوق روشن کرده است می ترسی، چگونه من از آتش جهنم ترس نداشته باشم و ناله نکنم؟ تو که تاب تحمل آتش دنیا را نداری چگونه حاضر می شوی که برادرت در آتش دوزخ بسوزد؟ در استفاده از بیت المال هیچ فرقی میان تو و دیگران نیست. بالاخره عقیل تحمل نیاورد و به دربار معاویه به شام رفت تا از او کمک بگیرد.

 

منبع : بیست داستان و چهل حدیث گهربار از حضرت علی (علیه السلام)




تاریخ : سه شنبه 94/6/17 | 4:20 عصر | نویسنده : علی اصغربامری

بسم رب الشهداوالصدیقین

 

 

 

تقسیم پول

 

 

 

دو نفر برای داوری نزد حضرت علی (علیه السلام) رفتند و عرض کردند: یکی از ما، سه نان و دیگری، پنج نان داشت، شخصی مهمان ما شد و با ما هم خوراک گردید. وقتی او می خواست برود هشت درهم برای آن چه که خورده بود به ما داد و رفت. ما بر سر تقسیم پول به اختلاف افتادیم و کارمان به دعوا کشید. دوست من که پنج نان داشت می گوید پنج درهم مال من و سه درهم مال تو، اما من می گویم که باید هشت درهم را نصف کنیم و هر کدام چهار درهم برداریم، زیرا مهمان از نان های هر دو استفاده کرده است. حضرت فرمودند: اگر حقش را بخواهی کسی که پنج نان داشته باید هفت درهم بگیرد و تو که سه نان داشتی یک درهم نصیب تو می شود.

مرد با اعتراض پرسید: چرا؟

حضرت فرمودند: برای این که شما در مجموع هشت نان داشته اید و سه نفر به طور مساوی از نان ها خورده اند، اگر هر نان را به سه قسمت تقسیم کنیم، بیست و چهار قسمت می شود و شما هر کدام هشت قسمت از بیست و چهار قسمت نان را خورده اید.

 

کسی که پنج نان داشته، اگر هر نان را به سه قسمت تقسیم کنیم پانزده قسمت می شود از این پانزده تکه او هشت تکه را خودش خورده و هفت تکه را به مهمان داده است.

اما تو که سه نان داشتی اگر هر نان به سه قسمت تقسیم شود نُه قسمت می شود از این نُه قسمت هشت تکه را خودت خورده ای و یک تکه را به مهمان داده ای.

 

مهمان در برابر هشت تکه نان که خورده هشت درهم داده است، یعنی یک درهم برای هر تکه. بنابراین دوست تو که هفت تکه نان به مهمان داده است هفت درهم و تو که یک تکه داده ای یک درهم نصیب تو می شود.

 

منبع:

 

بیست داستان و چهل حدیث گهربار از حضرت علی (علیه السلام)




تاریخ : سه شنبه 94/6/17 | 4:9 عصر | نویسنده : علی اصغربامری

بسم رب الشهداوالصدیقین

 

داستان

 

ایام عید بود. در این ایام زن ها جواهرات و زیورآلات خود را مورد استفاده قرار می دهند. دختر حضرت علی (ع) ام کلثوم به خزانه دار بممیت المال پیام فرستاد و گفت: اگر در بیت المال از جواهرات چیزی نزد تو است به صورت امانت برای من بفرست تا در روزهای عید استفاده کنم بعدا پس می دهم. خزانه دار که شیدای خالص و پاک بود و علاقه زیادی به حضرت علی علیه السلام داشت، فورا اطاعت کرد و گردنبندی برای ام کلثوم فرستاد. روزی حضرت وارد خانه شد و گردنبند قیمتی را در گردن دخترش دید.

 

فرمودند: این را از کجا آورده ای؟

 

عرض کرد: از بیت المال به امانت گرفته ام.

 

حضرت اعتراض کرد و سپس گردنبند را از او گرفت و به خزانه دار برگرداند و او را نسبت به کاری که انجام داده بود تهدید کرد. و فرمودند:

اگر دخترم این را به امانت نگرفته بود دستش را قطع می کردم.

 

منبع:

بیست داستان و چهل حدیث گهربار از حضرت علی(علیه السلام)




تاریخ : جمعه 94/6/13 | 6:31 عصر | نویسنده : علی اصغربامری

بسم رب الشهداوالصدیقین

 

همه خوبی ها در سه عمل

 

امام علی (علیه السلام) :

همه خوبی ها در سه عمل جمع شده 

1-نگاه کردن 

2-سکوت نمودن 

3-صحبت کردن

اما هر دیدنی که در آن عبرت و پند آموزی نباشد بیجا و مهمل است و هر سکوتی که در آن اندیشیدن نباشد بیهوده است و هر سخن گفتنی که در آن ذکر و یادی از خدا نباشد بیهوده است .

 

تحف العقول صفحه 210




تاریخ : پنج شنبه 94/6/12 | 11:53 صبح | نویسنده : علی اصغربامری

بسم رب الشهداوالصدیقین

 

نشانه های دین داری

 

امام علی (علیه السلام) :

برای دینداران نشانه هاییست که به آن شناخته می شوند :

1. راستگویی 

2. امانت پردازی 

3. وفا به عهد و رفت و آمد با نیکان

4. ترحم بر فقراء 

5. کم در آمیختن با زنان 

6. بذل احسان 

7. خوشرفتاری 

8. پیروی از دانش و علم سودمند و آنچه باعث نزدیک شدن به خداست خوشا به حال ایشان و سرانجام خوبشان.

 

تحف العقول صفحه 211




تاریخ : چهارشنبه 94/6/11 | 11:35 عصر | نویسنده : علی اصغربامری

بسم رب الشهداوالصدیقین

 

شش خصلت نیک

 

امام علی (علیه السلام) : شش خصلت نیکو است ولکن از شش گروه نیکوتر است

1. عدالت نیکو است ولکن از روساء و پادشاهان نیکوتر است.

2. صبر نیکو است ولی از فقراء به هنگام سختی و نداری نیکوتر است.

3. تقوی و پرهیزکاری نیکو است ولی از علماء و دانایان نیکوتر است.

4. سخاوت و بخشش نیکو است ولی از اغنیاء و ثروتمندان نیکوتر است.

5. توبه نیکو است ولی از جوانان نیکو تر است.

6. حیاء و عفت نیکو است ولکن از زنان نیکو تر است.

 

نصایح صفحه 181




تاریخ : چهارشنبه 94/6/11 | 3:51 عصر | نویسنده : علی اصغربامری

بسم رب الشهداوالصدیقین

 

آیا بی حجابی تمدن است؟ تبرج یعنی چه؟ قرآن چه کسی را اُمُّل می داند؟

 

??تبرج یعنی چه؟

 

حجة الاسلام قرائتی:

 

گاهی وقتها هم بعضی افراد مثلاً بد حجابی و بی‌حجابی را تمدن می‌دانند و پوشش را املی فکر می‌کنند.

 

 قرآن می‌فرماید که: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى‏» (احزاب/33) «تَبَرُّج» از برج است. 

ما به چه برج می‌گوییم؟ ساختمان‌هایی که خودش را نشان می‌دهد. 

 

 «تَبَرُّج» یعنی خانم از خانه بیرون می‌آیی خودت را برج نکن. این کرامت انسان است. 

 

من بارها گفتم. کسی که خودش را آرایش می‌کند در خیابان می‌آورد، یعنی مردم حراج شدم. 

 

اسلام می‌گوید: خانم تو حراج نیستی. هرکس می‌خواهد به تو نگاه کند، باید خرج تو را بدهد. یک میلیون، ده میلیون. باید میلیون‌ها تومان صرف کند، خانه تهیه کند. آبش، گازش، برقش، تلفنش، زندگی تو را باید کامل تأمین کند، اگر نوکر تو شد، حق دارد به تو یک نگاهی بکند. وگرنه به هر جوان هرزه‌ای خودت را عرضه کنی، این حراج کردن است.

 

خدا به زنهای پیغمبر می‌گوید: «وَ قَرْنَ فی‏ بُیُوتِکُن‏» (احزاب/33) از خانه بیرون نیایید، بعد می‌گوید: اگر می‌خواهید بیایید، بیرون بیایید، چون زن گاهی لازم است از خانه بیرون بیاید. مشکلی نیست. حضرت زهرا، زنان پیغمبر تا درون جبهه‌ها هم با پیغمبر می‌رفتند. بیرون بروند مشکل ندارد. نماز جماعت، حج، زیارت، تحصیل، مداوا، خدمت به جامعه.

 

زن مثل مرد می‌تواند موجود فعالی باشد، اما خودش را برج نکند. چون وقتی برج کردی دل چه کسی راضی می‌شود؟ «فَیَطْمَعَ الَّذی فی‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ» (احزاب/32) این عربی‌هایی که می‌خوانم قرآن است. 

«یَطْمَعَ» طمع می‌کند. یعنی دلش هوا می‌کند. چه کسی؟ «الَّذی فی‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ» آن کسی که در قلبش مرض است، یعنی بیماردلان‌اند، روحش بیمار است، یک آدم عیاش و هوس باز است، او دنبالت راه می‌افتد. خودت را برج کردی، خودت را حراج کردی، هرزه‌ها عقب تو راه می‌افتند. این کمال است؟

 

اگر ما یک شیرینی را که یک پارچه‌ای روی آن است برداریم مگس‌ها روی این شیرینی جمع شوند، این برای این شیرینی ارزش است؟ یا این شیرینی را آلوده می‌کند.

 

 بعد قرآن می‌گوید: «تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّة» (احزاب/33) خیلی قشنگ است. این جاهلیت مهم است. یعنی خانم فکر نکن این تمدن است. این جاهلیت است. 

 

اگر برهنگی تمدن بود، همه‌ی حیوان‌ها متمدن بودند. چون حیوان‌ها لباس ندارند. پیراهن ندارند. اگر لباس نداشتن تمدن است، حیوان‌ها هم متمدن هستند.

 

??چه کسی اُمُّل است؟

 

برهنگی تمدن نیست، قرآن می‌گوید: «تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّة» یعنی اگر کسی خودش را برج کند، این مرتجع است، این اُمُّل است. برگشته به زمان جاهلیت. زمان جاهلیت در مقابل زمان عالمیت است. یعنی علم در مقابلش زمان جاهلیت است. قبل از اسلام را زمان جاهلیت می‌گویند. بعد از اسلام دیگر زمان جاهلیت نیست. دیگر اگر کسی، خانمی، نیمه برهنه خودش را عرضه کرد، این متمدن نیست، این به جاهلیت برگشته است. برهنگی تمدن نیست. وگرنه حیوان‌ها متمدن‌تر هستند. برج قرار دادن عالمی نیست، جاهلی است. «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى‏» (احزاب/33)

 

??برنامه ی درس هایی از قرآن کریم با موضوع تربیت فرزند در خانه – در محضر حجة الاسلام قرائتی